بيوگرافي محمد رضا شجريان از زبان خودش
تولدم روز اول مهرماه سال يكهزار و سيصد و نوزده خورشيدي در مشهد است؛ در خانواده اي كه پدربزرگم (علي اكبر) صداي بسيار رسايي داشته و به زيبايي، آواز مي خوانده است.او از مالكان بزرگ مشهد بوده و از خواندن در جمع پرهيز داشته؛ گاه براي دوستان سرشناسي كه به ديدارش مي آمده اند، مي خوانده است. پدرم (مهدي) از صدايي پرطنين و رسا برخوردار بود و در جواني، آوازخواندن را شروع مي كند ولي خيلي زود در محيط بسته و سنتي، به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقيده باقي ماند و آواز را رها كرد و در قرائت قرآن، جايگاه خاصي در مشهد پيدا كرد و شاگردان زيادي براي تلاوت قرآن تربيت كرد كه از جمله خود اينجانب است.
تمام وقت من از شش سالگي به خواندن قرآن با صداي خوش مي گذشت. در دوازده سالگي، شهره خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبي يا سياسي آن موقع، تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانايي در تلاوت قرآن با صداي خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبيرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسراي مقدماتي رفتم و راه معلمي پيش گرفتم و از بيست سالگي به معلمي در دهات خراسان پرداختم. يك سال بعد ازدواج كردم؛ با دختري كه او هم معلم دبستان بود. همسرم خيلي با من همراه بود و با كمك او بر مشكلات مالي يك زندگي بسيار محقر پيروز شديم.
از نوجواني براي فراگيري گوشه هاي آوازي به هر دري مي زدم و از هر كسي كه شمه اي اطلاع داشت سؤال مي كردم. به ندرت دسترسي به راديو پيدا مي كردم تا موسيقي دلخواهم را بشنوم؛ آن هم، زمانش كوتاه بود و حاصلي نداشت، تا اينكه در محيط شبانه روزي دانشسرا ميسر شد برنامه گلها و برنامه ساز تنها را بشنوم و تمريناتم را شروع كنم. كمي بعد، دبير موسيقي مان- آقاي جوان- نيز راهنمايي و كمك كردند. بيشترين تمرينات سازنده در دوران معلمي در خارج شهر بود كه فراغتي داشتم و اغلب به كوه و صحرا مي ز دم و تكنيك و متد را با سليقه خودم تجربه و تمرين مي كردم و صداهاي گوناگون و تحريرها و چهچه ها را دستور كار خود قرار داده بودم. دوست همكلاسي ام (ابوالحسن كريمي) از ابتداي كار معلمي، سنتوري با خود آورده بود كه بنوازد. ترغيب شدم كه مضراب دستم بگيرم و ببينم مي شود زد يا نه. بعد ديدم عجب كار مشكلي است؛ تا صبح دم نشستم و آنقدر تمرين كردم تا توانستم آهنگي را دست و پا شكسته اجرا كنم و از آن به بعد، سنتور شد يار غار من.
چندي بعد صداي سنتور جلال اخباري را از راديو مشهد شنيدم و خوشم آمد. پيدايش كردم و با هم دوست شديم. ساز مي زد و من هم مي خواندم و تمرينات آواز با ساز و فراگيري نت و نواختن صحيح سنتور را با ايشان شروع كردم.
از همان ابتداي كار كه صداي سنتور مشقي ام بسيار بد بود، به فكر افتادم كه سنتوري بسازم. كمي نجاري مي دانستم. با زير و رو كردن تمامي كاروانسراها و چوب فروشي ها و با دادن يك انعام 5 توماني، الواري پهن از چوب توت بيست ساله را پيدا كردم. آن را مطابق اندازه ها بريدم. در آن زمان، كسي در مشهد گوشي سنتور نمي فروخت؛ مجبور شدم صد عدد ميخ نمره شش بخرم و آنها را با سوهان دستي، كوچك كنم. اين سنتور كه دوازده خركه بود، ساخته شد و من با يك دلبستگي عجيب به اين ساز، تمرينات سنتورم را بيشتر كردم. با اينكه براي اولين بار بود چنين كاري كرده بودم و در مورد پل گذاري سنتور تجربه و اطلاعي نداشتم ولي سنتور، صداي دلنشيني داشت. غير از آن سنتور، سنتورهاي ديگري ساخته يا در حال ساخت داشتم كه كار پل گذاري را براي موزون تركردن صداها، تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتايج قابل توجهي هم رسيده ام. در نظر دارم در آينده كتاب يا جزوه اي درباره تجارب كار پل گذاري هاي گوناگون كه روي سنتورها كرده ام همراه با نتايج آنها منتشر كنم تا در اين زمينه، كار مفيدي انجام داده باشم.
در سال هاي بعد از چهل، با هنرمندان راديو خراسان آشنا شده بودم ولي حاضر به ضبط برنامه موسيقي نبودم. در راديو خراسان گاه اشعار عرفاني و مذهبي و گاهي تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خوشيدي به اصرار دوستم ابوالحسن كريمي براي شركت در امتحان شوراي موسيقي، به اتفاق او به تهران رفتم. راهي براي نام نويسي و شركت در امتحان پيدا كرديم. در اتاق شورا ميز كنفرانس بزرگي بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضاء شورا نشسته بودند. آقاي مشير همايون شهردار- رئيس شورا و آقايان حسنعلي ملاح، علي تجويدي و مختاري و ديگران بودند. گفتند: بيات ترك بخوان ! . من هم از مايه بلند، دو سه بيتي خواندم و در مايه بم فرود آمدم. ضربي با يك شعر هم به درخواست آقاي ملاح خواندم. بعد آقاي تجويدي پرسيدند: تصنيف هم مي خواني؟ . چون تصنيف خواندن را دوست نداشتم و دون شأن آوازخوان مي دانستم، بسيار جدي گفتم: ابدا .
جوابي كه بعد از يك ماه از نتيجه امتحان به ما دادند اين بود كه فعلا راديو بودجه ندارد كه خواننده استخدام كند و فعلا راديو نياز به خواننده ندارد.
سال بعد به وسيله آقاي دكتر شريف نژاد (كه معاون راديو خراسان بود و بسيار به من لطف داشت) قرار گذاشتيم در تابستان كه ايشان در تهران هستند من هم به تهران بروم. با ايشان شبي به منزل آقاي حسين محبي (كه اپراتور باسابقه راديو و برنامه گلها بود) رفتيم و او كه دوستي نزديكي با دكتر داشت فرداي آن روز، مرا همراه با يك نوار كه در سه گاه خوانده بودم به آقاي داوود پيرنيا (مسئول و تهيه كننده آن زمان برنامه گلها) معرفي كرد كه همان معرفي، راهگشاي من به راديو ايران و برنامه گلها كه منظور اصلي ام بود، شد. با سپاس از دلسوزي هاي ابوالحسن كريمي و محبت هاي دكتر شريف نژاد و يادي خوش از زنده ياد حسين محبي.
آثار شجريان در دوران فعاليت موسيقايي
گلبانگ (آلبوم دونواره)، سال اجرا 1356، سال انتشار نوار 1357، سال انتشار سي دي 1384
پيغام اهل راز( شامل دو نوار راز دل و انتظار دل)، سال اجرا 1358، سال انتشار 1359
چهارگاه با فرهنگ شريف، سال انتشار 1362
بيداد، سال اجرا 1361، سال انتشار 1364
سر عشق( ماهور)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
آستان جانان، سال اجرا 1362، سال انتشار 1365
نوا (مركب خواني)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
كنسرت شور (تالار وحدت)، سال اجرا 1367
دستان، سال اجرا 1366، سال انتشار 1367
دود عود، سال اجرا 1366، سال انتشار 368
سرو چمان، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار 1370
پيام نسيم، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار 1370
دل مجنون، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار۱۳۷۰
خلوت گزيده، سال اجرا 1358، سال انتشار 1370
دلشدگان، سال اجرا 1370، سال انتشار 1371
آسمان عشق، سال اجرا 1358، سال انتشار۱۳۷۱
ياد ايام، سال اجرا 1371، سال انتشار۱۳۷۴
چشمه نوش، سال اجرا در فرانسه 1374، سال انتشار۱۳۷۴
جان عشاق، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
گنبد مينا، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
همايون مثنوي، سال اجرا 1362، سال انتشار۱۳۷۴
ساز قصه گو، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۵
در خيال، سال اجرا 1374، سال انتشار۱۳۷۵
عشق داند ( ابوعطا)، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۶
رسواي دل، سال اجرا در دبي 1375، سال انتشار۱۳۷۶
شب وصل، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۶
معماي هستي، سال اجرا در كلن 1376، سال انتشار۱۳۷۶
راست پنجگاه، سال اجرا 1355، سال انتشار۱۳۷۷
چهره به چهره، سال اجرا 1356، سال انتشار۱۳۷۷
شب، سكوت، كوير، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۷
سرو چمان، سال اجرا در كارلسروهه 1368، سال انتشار۱۳۷۷
پيام نسيم، سال اجرا در لوزان 1368، سال انتشار۱۳۷۷
آرام جان، سال اجرا 1377، سال انتشار۱۳۷۸
تلاوت 1 و 2، سال اجرا 1361، 1358 و 1357، سال انتشار۱۳۷۸
آهنگ وفا، سال اجرا 1378
زمستان است، سال انتشار 1379
بي تو به سر نمي شود، سال انتشار 1381
فرياد، سال انتشار 1382
دي وي دي كنسرت همنوا با بم، سال انتشار 1383
جام تهي، سال انتشار1384
برای دانلود آلبوم های استاد شجریان اینجا کلیک کنید
محمد اصفهانی
مهدي واعظي در روز چهاردهم تيرماه سال 1345 در تهران و در خيابان 17 شهريور بدنيا آمد . پدربزرگ وي صداي خوبي داشت و به واعظ اصفهاني معروف بود ، بهمين خاطر وي نام هنري اصفهاني را براي خود انتخاب کرد .
تحصيلات
تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در مدرسه علوي تهران به پايان رساند . سپس با شرکت در کنکور سراسري و اخذ رتبه 178 به دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشکي ايران راه يافت و در سال 1376 در رشته پزشکي موفق به اخذ دکترا شد . وي همزمان با تحصيل علم به کسب هنر نيز اهتمام ورزيد .
قرائت قرآن
وي از اوان کودکي قرائت قرآن کريم را به سه روايت نزد اساتيد وقت آموخته و از شيوه هاي مختلف اين فن به ويژه شيوه استاد "مصطفي اسماعيل" بهره مند شده است . تاکنون در محافل مهم بسياري از حضور دکتر اصفهاني برا ي قرائت قرآن استفاده شده است .
اساتيد او
محمد اصفهاني موسيقي ايراني را با بهره مندي از مکتب استاد محمدرضا شجريان خواننده شهير و با رهنمودهاي اين استاد آواز ايران و شاگرد مبرزش علي جهاندار آموخت . نزد استاد شجريان رديف و موسيقي آوازي را فراگرفت . استاد ديگر او فريدون شهبازيان بود که نزد او تلفيق و تحديد فني در موسيقي کلامي و زيبايي شناسي در الحان موسيقي ملي ايران را آموخت . از ديگر اساتيد او مي توان به همايون خرم و بابک بيات اشاره کرد . او همواره از اساتيد ارجمندش در زمينه موسيقي بخصوص فريدون شهبازيان با تواضع و مهر ياد مي کند .
بیوگرافی علیرضا افتخاری مهیاری

متولد 1337 بیوگرافی ابراهیم حامدی (ابی)
ابراهیم حامدی ، معروف به "ابی" در سال هزار و سیصد و بیست و هشت هجری شمسی، روز بیست ونهم خرداد ماه ، در بیمارستانی واقع در میدان فوزیه ی تهران دیده به جهان گشود.
علاقه ی فراوان و استعداد شگرف او به خواندن موجبات تشکیل گروهی دوستانه ((sun boys را فراهم کرد تا با عهده دار شدن خوانندگی گروه ، آغازی بر آینده ی روشن خود باشد. پس از چندی با خواندن در باشگاهها و کاخ جوانان موقعیت بهتری برای او فراهم شد تا اینکه سرانجام توانست اولین آهنگ (عطش) مستقل خویش را برای فیلمی به نام "عطش" اجرا کند؛ این اثر از ساخته های "حسین واثقی" بود. او با اجرای زیبا و بیادماندنی ترانه عطش،خود را به جامعه ی هنری ایران معرفی نمود.

او به اين ترتيب پا به عرصه ي ترانه گذاشت و آغازگر سبکي تازه در ترانه و موسیقی نوين ايران شد. ابی با اتکا بر صداي توانمند و بي نظيرش از همان روزهاي اول و آثار نخستينش نشان داد که حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکلگيري ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد.
آهنگ "چرا" با ترانه سرایی "مسعود هوشمند" و آهنگسازی "حسین واثقی" و اجرای تکنیکی وشیوه ای زیبا و مضمونی اعتراضی، دومین اثر ماندگار ابی بود.
بعد از اجراهای موفق "عطش" و "چرا" آهنگ سوم خود را نیز خواند. آهنگی که به عقیده ی ابی پس از پخش در برنامه ی تلویزیونی "میخک نقره ای" با اجرای مرحوم "فریدون فرخزاد"، معروفیتی بیش از پیش به او بخشید.اثری به نام "شب" با ترانه ای از "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ایران نژاد". ترانه ای قوی و ملودی دلنشین در کنار اجرای بسیار هوشمندانه و عالی ابی، تحسین همگان را برانگیخت.

شبی که ابی در حال اجرای آثار خود در "هتل شرایتون" بود، شهرام شب پره و زنده یاد فرهاد مهراد نیز جهت اجرای برنامه خود به "هتل شرایتون" آمده بودند. صدای پر طنین ابی توجه ی آن دو را به خود جلب کرد و این حسن اتفاق زمینه ی آشنایی او را با شهرام و شهبال شب پره و فرهاد مهراد فراهم نمود؛
بنابر این او مدتی با گروه Black cats در کنار فرهاد، شبهای بسیاری را در کاباره ی "کوچینی" به روی صحنه رفت و تجارب زیادی را کسب کرد.ابی بعد از مدت 2 سال همکاری در Black cats کار خود را به تنهایی و مستقل ادامه داد.
از این رو حادثه ی تاریخ سازی در موسیقی ایران در شرف روی دادن بود.جوانی خوش خلق به استعداد ذاتی خود پی برده بود.
نگاه عمیقی که منشاء دیدگاه او به اجتماع ، به ترانه و ملودی بود،همه و همه باعث شد که ابی به یاری سحر صدای منحصربه فردش پیشرفتهای روز افزونی را درحرفه اش شاهد باشد.او متعهدانه زندگی می کرد و ترانه های بسیاری را قبل از انقلاب در کشورش اجرا نمود.در هر گرده همایی یا مراسم،با اجراهای زنده و صدای مخملین و رسا و تحریر و تکنیک منحصر به فرد حتی توجه ی دیگر همکاران خواننده را به خود جلب می نمود.طولی نکشید که شهرت فراوانی یافت. خواندن ترانه های ماندگار بر روی بسیاری از فیلمها باعث شده تا شنیدن هر یک از این آثار برای شنونده یاد آور سکانسهای مطرح برخی فیلم ها و هنرنمایی های بازیگران باشد.از جمله فيلمهايي که "ابي" براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلمهاي : عطش ، هياهو ، تپش ، کندو ، ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شب زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تهمت ، بر فراز آسمانها و بوي گندم اشاره نمود.او همچنین با بازی در فیلم "بوی گندم" ساخته ی محمد دلجو و امیر مجاهد توانست در کنار همکار خود شهرام شب پره و هنرمندانی چون "عنایت بخشی،فرزان دلجو و آیلین ویگن به ایفای نقش بپردازد و خود را در زمینه ی بازیگری نیز بیازماید.آوازه ی او به کشورهای همسایه و حتی آمریکا نیز رسید و بدین سان فستیوال آواز ترکیه از او به طور رسمی دعوت بعمل آورد و ابی با درخشش و پیروزی در آن فستیوال،بیش از پیش نبوغ خود را به اثبات رسانید و بعد از کسب موفقیت فستیوال آواز ترکیه جهت اجرای چند کنسرت به آمریکا سفر کرد.اما به دلیل اتفاقاتی که در آن دوران رخ داد، حین برگزاری کنسرتهای ابی در خارج از کشور،انقلاب شکل گرفت و او مجبور شد برای ادامه ی کار حرفه ای خویش در آمریکا بماند و به کشورش بازنگردد.
ترانه هایی را که قبل از انقلاب در ایران اجرا کرده بود، در سالهای پس از انقلاب در قالب چهار آلبوم که به ترتیب "تپش" ، "نازی ناز کن" ، "شب زده" و "کوه یخ" نام داشتند ؛ منتشر کرد.

او دیگر از وطنش جدا مانده بود و می بایست در جامعه ی با فرهنگ و آداب متفاوت و بدون پشتیبانی،زندگی کند و هم خوانندگی خود را ادامه بدهد.در طی سالهای پس از انقلاب نه تنها ذره ای از دیدگاه عمیق ابی به اجتماع کم نشد،بلکه او خود را بسیار متعهدتر از دیروز می پنداشت.گویی فضای غمبار غربت روح او را حساس تر از هر زمان کرده بود و آشفته بازار رو به زوال و غیر مسئول "لوس آنجلس" ، پذیرفتن مسئولیتی بسیار سنگین را بر او واجب کرده بود.
او با سختی فراوان به کار درست و مردمی می اندیشید و همکاری با ترانه سرایان و آهنگسازان متعهد و مطرح، ابی را در این امر به خوبی یاری می کرد. همواره آثار ملی- حماسی- معترض خود را در کنار جاودانه های عاشقانه اش اجرا می نمود و حساسیت بالای خود را نسبت به هموطنان و کشورش بارها به رخ همگان کشید.آثاری چون: چرا ، شب ، پاينده باد ايران ، روستايی ، هم غصه ، پير ، خليج فارس ، زبانم را نمی فهمی ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشيد بي حجاب ، نون و پنير و سبزي ، اتل متل ، بگو ای یار ، بنویس ، خواب ، معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سياه پوشها، پروانه ای در مشت، بانوی خاوری ، بگو آره بگو نه و چندين و چند ترانه ديگر از اين دست؛همه ی این جاودانه ترانه ها دلیل محکمی بر عشق خالص ابی به مردم و دغدغه هایشان می باشد.
آهنگ حماسی و ملی "خلیج فارس" از شگفت انگیز ترین آثار موسیقی و ترانه ایران بود که با تلفیق احساس ناب و ارزشمند ابی، با تکیه بر صدای پر صلابتش ذره ذره ی خاک ایران را ترانه باران کرد و عواطف انسانی را به بلندای عمق بشری می رساند و عشقی صدچندان و روحی تپنده را به قلب تمامی ایرانیان می بخشاید.
همصدایی با مردم داخل کشور،درک درد و رنج هموطنان آواره، تعهد در خوانندگی و بنیان گذاری سبک نوین آواز؛همگی باعث شد ناب ترین آثار هنرمند مردمی را طی چندین سال در قالب سیزده آلبوم به ترتیب: با تو ، غريبه ، خليج ، ستاره دنباله دار ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطر تو ، پير ،!!!!(تاج ترانه)!!!!، طلوع کن ، شب نيلوفری ، حسرت پرواز ؛ شاهد باشیم.
ابراهیم حامدی در اجرای کنسرت نیز به موفقیتهای بزرگی دست یافته است و به راستی او را می توان پر افتخار ترین خواننده در اجرای کنسرت دانست.
دغدغه ی همیشگی او باعث شد درهای بزرگترین و مطرح ترین سالنهای دنیا برای اولین بار به روی ایرانیان باز بشود.بدعتی که ایجاد کرد و کنسرتها را از مراسم کوچک شب نشینی به سالنهای لوکس و بزرگ کشاند. توانایی بالا و استثنایی ابی در اجراهای زنده منجربه این شد تا تمامی ایرانیان در سراسر دنیا در سالنهای نامی و پرجمعیت،گرداگرد او جمع بشنود تا برایشان از ناب ترین آثار ماندگار خود و ترانه نوین ایران بخواند.

از جمله این سالنهای مشهور که ابی در آنها برنامه اجرا کرده است،می توان به سالنهای ذیل اشاره کرد:
گریت وسترن فروم (لوس آنجلس) ، يونيورسال آمفي تياتر (لوس آنجلس) ، شراين آدوتوريوم (محل برگزاري مراسم اسکار) ، گريک تياتر (لوس آنجلس) ، کندي سنتر (واشنگتن) ، اپراي سيدني (همراه با ارکستر سمفوني سيدني ) ، سالن سلطنتي نوبل (استکهلم ) ، کويين آمفي تياتر (ونکوور) ، گلوين (سالن بين المللي سويد ) ، فيلارمونيک برلن (برلين) ، گلف دبي (سالن بين المللي دبي) ، اويشن کلاب (سالن بين المللي دبي ) ، کنسرت هاوس (يوتبوري) ،کنسرت اُبرهازن (سالن بین المللی آرنا کلن) و ...
کنسرتهای او همواره سرشار از عاشقان صدایش بوده که همصدا با هم عاشقانه ترین و معترضانه ترین آثارش را فریاد می زنند.

لینک دانلود صحبت های گزارش گر آلمانی در مورد ابی عزیز و برنامه اش در آخن
توانایی بالای ابی در اجرای کنسرت باعث جلب توجه ی کنسرت گذاران مطرح دنیا شد،طوری که او توانست برای اولین بار با ارکستر سمفونی سیدنی به اجرای کنسرتی با شکوه بپردازد و همچنین با ارکستر سمفونی نود نفره ی آخن به دعوت رسمی سازمان اپرای آخن،به اجرای باشکوه و افتخار آمیز دیگری بپردازد.
ابی نه تنها در کشور امارات در دبی کنسرتهایی مملو از جمعیت را اجرا کرده بلکه در سایر کشورهای آسیایی نیز کنسرتهای با شکوهی دیگری را اجرا نموده است. مانند کشورهای: ترکیه ، بحرین ، مالزی.
ابراهیم حامدی بارها این نکته را متذکر شده است که ترانه سرایان و آهنگسازان هم فکر او،در موفقیت چشم گیرش نقش زیادی داشته اند.ترانه سرایانی که آه و ناله مردم را ترانه کرده،رنج زمان را شعر کرده و عشق را با لغات زیبایشان معنی می کنند.آهنگسازان متعهدی که خود رنج کشیده بودند و ملودی آنها، ملودی زندگیست؛اینان هرگز به فکر منفعت خود در بازار سیاه ترانه و موسیقی لوس آنجلسی نبوده و نیستند و تنها به تعالی ترانه و موسیقی نوین ایران می اندیشند.و به راستی باورهای ترانه و موسیقی نوین ایران همان باور مردم است،همان رنج مردم است،همان حرف مردم است ...
بله همان گونه که ابی بارها اشاره کرده، نقش و همکاری این بزرگان هرگز قابل انکار نیست.ترانه سراياني چون : ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري ، ليلا کسري(هديه) ، منصور تهراني ، زويا زاکاريان ، هما مير افشار و ... آهنگسازاني چون زنده ياد واروژان ، زنده یاد بابک بيات ، فريد زلاند ، سياوش قميشي ، محمد شمس ، اسفنديار منفرد زاده و دیگر نازنینانی که یاری آنها همیشه همراه با ابی بوده است.
ابراهیم حامدی (ابی) نه تنها آوازخوانی مردمی و مشهور است بلکه او اینک از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است و این موقعیت هرگز فراهم نخواهد شد مگر با دارا بودن شخصیت والای فردی در کنار استعداد ناب هنری یک هنرمند. و این ویژگی در وجود ابی به کمال واقعی خود رسیده است.زندگی متعهدانه ی او از قبل از انقلاب تا امروز ذره ای انحراف به خود ندیده و در طی سی و پنج سال سابقه ی موفق هنری خویش،همصدایی با مردم کشورش را فراموش نکرده است.همواره مردم را هوشمند و عمیق می پندارد و همین دیدگاه او را قادر ساخته تا برای سلائق و گوش مردم احترام زیادی قائل باشد.راز ماندگاری و جاوندانگی آثار او در گرو همین اصل مهم است که متأسفانه امروزه روز به محاق فراموشی سپرده شده است.در طول این سی و پنج سال شاهد بوده ایم که هر آلبوم او از آلبوم قبلی پربارتر و زیباتر است و این خود دلیلی بر افزایش بار مسؤلیت ایشان بوده واینکه هرگز مخاطب خود را فاقد قوه ی تشخیص و تفکر فرض نمی کند. هرگز خود را از مردم جدا نمی داند و افتخارش بعد از سالها تلاش در عرصه ی موسیقی در غربت مردمی بودنش است و نه چیز دیگر.

شخصیت صمیمی این مرد و گفتار صادقانه ی او باعث شده حتی آثارش در گوشت و پوست مردم جای بگیرد.ارتباط تنگا تنگ با انبوه عاشقان صدایش و بویژه جوانها، او را به هنرمندی محبوب و دوست داشتنیم بدل کرده است. محبویت او نزد هموطنانش در ايران به حدي است که نام "ابي" بر ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز نقش بسته و آیا در بحث موفقیت هنری اوجی بالاتر از این برای هنرمند قابل تصور است .امید داریم آرزوی دیرینه ی او و طرفدارانش به حقیقت بپیوندد و روزی این هنرمند نامی را میان انبوه بی شمار دوستدارنش در کشورمان، ایران ببینیم.
گلچین آهنگ های ابی:
|
بدون شک او پديده ای درتاريخ موسيقی ايران است،ترانه های داريوش از خواسته ها و افکار مردم ايران در سه دهه اخير متاثر گشته.داريوش افسانه است.اويکی از هزاران خواننده ايست که در دوران معاصر چون ستاره ميدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزديك با رنج و خوشی زندگی متداول ايرانيان است،مردمانی سختی کشيده و دوستدار آزادی.او با بيانی ژرف و بدور از اغراق به بيان احساسات ايرانيان می پردازد. موسيقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عميق،از اينرو ترانه های داريوش درقلب مردم جای دارد.
داريوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشيدی درتهران بدنيا آمد.اوسالهای اوليه عمر خود را در ميانه،کرج و کردستان سپری کرد.استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولين بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خياط باشی از تلويزيون ايران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاويد"بمن نگو دوست دارم"درقلب مردم جای گرفت.اوبا پيدايش عصر بي همتای سبک نوين موسيقی ايران همدوره بود. داريوش هرگز با عقايد تحميلی به اجتماع خود سازگار نبود،ترانه های او حاصل اشعار و موسيقی انسانهايی وارسته چون شاملو،نادرپور،جنتی عطايی،قنبری وبيات است.اين موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق،صلح،آزادی و عدالت سروده شوند.پس از انقلاب ديگر عرصه ای برای داريوش و هنرش نبود ازاينرو وی از سرزمين مادری خود کوچ کرد. کارهای او شامل بيش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.داريوش کنسرتهای بيشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نيويورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی سی )، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater )لس انجلس)و Universal Amphitheater (لس آنجلس)به اجراء درآورده است. داريوش در هنر عکاسی نيز صاحب سبک است،همچنين در دو فيلم سينمايی "ياران" و "فرياد زيرآب" نيز ايفای نقش نموده.ترانه ها و پيامهای داريوش بسيار جلوتر از تفکرات عصر اوست. حتی جهان عرب نيز با سبک غنی داريوش آشناست و ترانه های او را پذيرفته است،در فستيوال موسيقی،فيلم ورسانه های تصويری که چندی پيش در بحرين برگذار شد داريوش بعنوان نماينده سبک معاصر و منحصر بفرد موسيقی ايران اين سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترين نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتاميه اين جشنواره ندای آزادی را بخصوص برای سرزمين مادری خود ايران، سرداد. | ||

آقاي حسن ستار در بيست و هشتم آبان ماه سال 1328 شمسي در تهران متولد شد . وي از همان دوران کودکي چالاک و خوش قريحه بود . در آن روزگار در محله شهباز تهران زندگي مي کرد . به زمينه هاي مختلف ورزشي و هنري بسيارعلاقه مند بود و خصوصا به فوتبال علاقه زيادي داشت و در تيم هاي فوتبال بازي مي کرد حتي بعدها در جواني و ميانسالي نيز علاقه مند و پيگير فوتبال بود و حتي کاپيتان تيم فوتبال هنرمندان نيز گرديد . در زمينه هاي هنري نيز همچون ورزش بسيار فعال بود . ستار تحصيلات خود را در دبستان و دبيرستان اقبال به اتمام رساند ، سپس در رشته ي اقتصاد بين المللي از مدرسه عالي بازرگاني موفق به اخذ مدرک ليسانس شد .
استعداد ذاتي ستار صداي دلنشين و تسلط و مهارت او در موسيقي سنتي و پاپ ايراني به او کمک کرد و او را به يکي از محبوب ترين چهره هاي تاريخ موسيقي ايران تبدبل نمود . شهرت و محبوبيت ستار در سن 22 سالگي با خواندن ترانه ي خانه به دوش که بر اساس سريال خانه به دوش( مراد برقي ) به کارگرداني و بازيگري پرويز کاردان بود آغاز گشت و آن چنان اوج گرفت که نام او را براي هميشه در تاريخ موسيقي ايران جاودانه کرد . ستار از خوانندگان معروف بسياري از برنامه هاي راديويي و تلويزيوني شد و جزء خوانندگان خانواده ي سلطنتي ايران گشت . وي بيش از 2?0 آهنگ و ترانه اجرا نموده است که بسياري از آنها در زمره ي آثار ماندگار موسيقي ايران است به عنوان مثال مي توان به ترانه هاي گل سنگم ، شازده خانم ، همسفر ، گل پونه و صداي بارون اشاره کرد. 
يکي از افتخارات زندگي هنري ستار اين است که از بخش روابط عمومي انستيتوي بين المللي عاليه (IFSI) شاخه ي مطالعات معاصر به پاس تلاش و هنرمندي در عرصه ي موسيقي به خصوص موسيقي ايران موفق به دريافت دکتراي افتخاري رشته ي موسيقي شد .
وب سايت رسمي ستار او را به عنوان "a true Persian music icon"( شمايل شايسته ي موسيقي ايراني ) معرفي کرده است و در جايي ديگر مي گويد دوستان و خانواده اش او را "the Persian Frank Sinatra"( فرانک سيناتراي ايراني ) مي نامند . شايان ذکر است که فرانک سيناترا خواننده و هنرمند بسيار مشهور قرن بيستم آمريکا است . اين ها همه و همه نشانگر شايستگي و شان والاي او در موسيقي است. 
در باره ي زندگي شخصي او نيز در اين حد اشاره مي کنم که ستار در سال 1978 ميلادي به ايالات متحده ي امريکا مهاجرت کرد و در لس آنجلس ساکن شد . سپس با خانمي که دو دختر5و8ساله( شينا و شيدا) داشت ازدواج کرد و پس از مدتي ستار پدر دختر ديگري به نام شيلا گشت .
ستار، ستاره ي بزرگ و درخشان موسيقي ايراني همچنان دلنشين مي خواند و با هنرمندي کم نظيرش جلا دهنده ي دل طرفداران ده ها ميليوني خويش است .
برخی از بهترین های او:
درج مطلب در سايت هاي ديگر فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد .
منبع : www.bia2pop.parsiblog.com

علی لهراسبی
علی لهراسبی کارشـناسی الکـترونیک. دارد به خاطـر عـلاقه ی زیـادش به هـنر مدیر
خیلی خـوب مـردم رو به رو شـد علی لهراسـبی به همراه بهروز صفاریان
حـدود ۳ سـال روی ایـن آلـــبـوم کـار کــرد

|
![]() محمد حشمتی 26 تیر 1356 در شهر تهران متولد شد.وی دارای تحصیلات مهندسی شیمی است.
مرحوم پدر ایشان و همچنین عموی وی از اساتید برجسته قرآنی هستند. وی از کودکی به فراگرفتن قرآن نزد پدر و عمویش پرداخت و همراه پدر هر هفته سه شنبه شب ها به هیأت مکتب قرآن می رفت. وی هم اکنون نیز این سنت زیبا را که از پدر به او رسیده است به انجام می رساند و یاد پدر را در مکتب قرآن زنده نگاه می دارد. پدر بزرگ او مرحوم حاج داوود حشمتی بنیانگذار این هیأت قدیمی در سال 1338 بود؛ ایشان معلم و مفسر قرآن بودند و بسیارانی را با تعالیم خود از نعمت سواد خواندن و نوشتن و قرائت قرآن بهره مند ساختند. ایشان صدای بسیار زیبایی داشتند به طوریکه به گفته مرحوم پدر محمد حشمتی و همینطور عموی ایشان، صدای محمد حشمتی شباهت زیادی به مرحوم حاج داوود حشمتی(خصوصا هنگام اذان گفتن) دارد. محمد حشمتی از بهمن ۱۳۸۱ با خواندن ترانه "آرزو" فعالیت حرفه ای خود را آغاز نمود. وی تاکنون دو آلبوم با نام های "ماه پنهان" و "شب نمناک" وارد بازار نموده است که همگی آنها به آهنگسازی "استاد فریدون خوشنود" بوده اند و البته 2 آهنگ به نام های " به سواران برسم " و "گل نرجس"از آثار پسر ارجمند ایشان ، "فرشاد خوشنود"، است.لازم به ذکر است تهیه کننده آلبوم های محمد حشمتی جناب مهندس فریدون خوشنود و شرکت پنج برگ هنرمی باشد که آخرین اثر فرهنگی تولید شده ی این شرکت آلبوم "عاشقا سلام عاشقا درود" استاد افتخاری است که آلبومی فوق العاده زیباست و با اقبال بسیار خوبی مواجه شده است. از هنرمندان و آهنگسازانی که در تنظیم آلبوم های محمد حشمتی مشارکت داشته اند می توان به استاد ناصر چشم آذر- بهرام دهقانیار(آهنگساز آثاری چون:پدرسالار- خانه سبز - مرد هزار چهره و شب های برره) - پویا نیک پور(سرپرست کنسرت های دکتر محمد اصفهانی) و رضا تاجبخش اشاره نمود. آلبوم های بعدی این خواننده به نام های "خدا چرا عاشق شدم" و " آخه پس خونه خورشید کجاست" انشاءالله به زودی وارد بازار خواهد شد. معروفترین ترانه هایی که او تا کنون اجرا نموده است "اذان می گویند" (تیتراژ برنامه آفتاب شرقی قبل از اذان های ظهر از شبکه یک سیما)، "آرزو"(همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی)"کعبه عشق"(دختر فکر بکر من) "عطر عشق"(دیگه به من شک نکن) می باشد که تقریبا همه روزه از شبکه های مختلف رادیویی مانند رادیو پیام، رادیو جوان و رادیو ورزش پخش می شوند. وی اخیراْ تیتراژ برنامه ای با عنوان "عصر ظهور" را که جمعه ها ساعت ۱۳:۱۵ از شبکه ۲ سیما پخش میشد اجرا نمود. او هم اکنون کارشناس فرهنگی "دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی" است. نمونه هایی از ترانه های او : اذان می گویند (شعر: استاد محمد صالح علا) آرزو (شعر:فصیح الزمان رضوانی) کعبه عشق عطر عشق
اجرای ترانه هایی از خوانندگان قدیمی در کنسرت توسط محمد حشمتی بر گیسویت ای جان(ویگن و پوران) گل گلدون(سیمین غانم) یار دبستانی(جمشید جم) یه شب مهتاب(فرهاد) یک نفر میاد(فریدون فروغی) علی ای شایسته خوبان(بر اساس ملودی "شده ام بت پرست تو")
رضا صادقی
رضا صادقی 25 مرداد 1358 در شهر بندرعباس به دنیا آمد. و اصالتش از شهریست زیبا به نام میناب (آنامیس) . نظر به اینكه در خانواده مذهبی و مقید چشم به دنیا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندی او به مسائل هنری باعث شد تا در زمینه موسیقی فعالیتش را آغاز كند . سال 1368 ابتدای راه و به نوعی اولین جرقه فكری او بود با توجه به اینكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسیار محدودی برای فراگیری داشت . او با مطالعه كتابهای متفاوت در این زمینه ساختار فكری خود را در مورد این هنر بسیار رویایی و لطیف استحكام بخشید . علاقه مندی او به موسیقی مدرن باعث شد تا از نگاه موزیسین های بزرگ برای بعد كاری خود استفاده كند در سال 1371 اولین آهنگ خود را به نوعی میشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شاید در آن سالها كارهای او مورد قبول واقع نمی شد زیرا تفكرات به سوئی دیگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولین كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذریم هیچ نوع بار هنری نمی شد در آن پیدا كرد اما حركتی تازه بود در سال 1373 با كمی دقت دومین كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهای او جلب شد و او با شوق بیشتری به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر می داشت بنا به دلایلی در سال 1374 به طور موقت دست از كارهای هنری برداشت و شاید همان مدت برای او مدت زمان پر باری بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستی تحت نام كلاغ غارغاری شروع دوباره اما تا حدودی قوی تر از قبل را تجربه كرد علاقه زیاد او به هنرمندانی چون استاد چشم آذر و بیات باعث شد تا به كارهای ایشان و بزرگانی دیگر توجه خاص داشته باشد. و كارهای او تحت شعاع آنها قرار گرفت البته او در زمینه شعر و ادبیات فعالیت دارد و ارادت او به شاعرانی چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهری - شاملو و ماگوت بیگل باعث شد ذهنیت فكری آنها را در راه خود نورپردازی كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهای او با كلامهای خود اوست در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعی با كارهای قبلی او تفاوت داشت . او سیر نسبتا صعودی را دنبال كرد به طوری كه در سال 1376 بندرقدیم 1377 مستانه و دیوانه در سال 1378 رویای شیرین و ده ثانیه را با هم در یك سال ارائه داد سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . یك حادثه زیبا در رویاهای او - لحظه ها را برایش سرشار كرده بود تا اینكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گیتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصی قرار گرفت . البته این كاست قبل از اینكه ویرایش شود به بازار رفت كه در مورد آن جای بحثی طولانی است آن حادثه زیبا و رویایی نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و دیدن زشتیها را با نگاه دیگر. او مدت 8 سال پیراهین مشكی به تن داشت و همه مردم او را مشكی پوش می شناختند تا اینكه در سال 1381 كاست حكایت مشكی پوش را به مردمی تقدیم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق می دادند حكایت مشكی پوش آغازی است برای حركتی ار نوع مشكی پوش.ط در سال 1382 با کسب تحربه های تلخ و شیرین آلبوم مشکی رنگ عشقه را که عشق خودش را به مشکی بود را ارائه کرد این آلبوم شروعی از رضا صادقی برای دنیا قشنگ مشکی بود که نظر خیلی ها را جلب کرد.ز در سال 1383 به بعد چندین بار کارهای او به صورت غیر مجاز پخش شد.ی و در نهایت در سال 1384 رضا صادقی اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان ""پیرهن مشکی""به مردم ارائه کرد و توانست عنوان بهترین آهنگساز و خواننده را به خود ارائه دهد.ط رضاصادقی در ادامه قصد انتشار آلبومی به عنوان""دیگه نمی تونم ""را دارد که به عقیده خودش یکی از آثار به یاد ماندنی خواهد بود.ط رضا صادقی با همسفری آهنین به نام عصا به سوی دنیای سبز فردا به پیش می رود شاید خود اوهم می داند كه مانده تا برف زمین آب شود اما او با گرمی كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد چرا مشکی رنگ عشقه ؟ از زبان رضا صادقی وقتی توی خیابون و این ور اونور هستم هر کی بهم میرسه ازم اول میپرسه چرا مشکی رنگه عشقه؟ همه میپرسن از من چرا مشکی رنگ عشقه؟ یا میپرسن چی شد که مشکی پوش شدی؟ اکثرا فکرمیکنن که من یه نامزدی داشتم که فوت کرد و من مشکی پوش شدم !!! همه میپرسن که توی تصادفت که نامزدت فوت کرد پاتم آسیب دید؟ !!!! باید در جواب بگم که اگه بیت اول پیرهن مشکی رو خوب گوش کرده بودین میگم: پیرهن مشکی من از غم نیست من اصلا تا حالا نامزدی نداشتم که حالا فوت هم کرده باشه( برای همین حرفای نگفته ی من کم نیست) . پیرهن مشکی واسه ما مشکی پوشا یه اعتقاد مقدسه . اولین چیزی که باعث شد مشکی رنگ عشق بشه صداقت خانه ی کعبه است که با رنگ مشکی پوشیده شده و چون خداوند مظهر همه ی خوبی ها و عشق مطلق است پس مشکی رنگه عشقه مثل چشمای مهربون مادرم که نوکرشم . مشکی یه رنگ ساده است که گول رنگای دیگرو خورده ( البته تو ادبیات من) و به رنگ پلیدی تشبیه شده . خداوند میفرمایند:و شب را مایه ی آرامش قرار دادیم . رنگ شب مشکیه پس خداوند هم مشکی رو قبول دارن و مایه ی آرامش قرار دادن تا شب با اون رنگ هیچ کسی دلیل قانع کننده ای نداره که بگه مشکی رنگ پلیدیه بلکه اگه مشکی رنگ پلیدی بود هیچ قرآنی رو با رنگ مشکی نمینوشتند شب به احترام رنگ مشکی همه چیز رو ساکت میکنه و با رنگ مشکی ما ارامش میگیریم پس نمیتونه رنگ پلیدی باشه
می جنگه تا همیشه قصه تموم نمی شه
|